الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

274

الغدير ( فارسى )

- اين شخصيت بزرگ كه سر و گردنى بالاتر و بلندتر از ديگر پهلوانان داشت ، همهء دلاوران را به خاك هلاكت افكند ، در حالى كه اسبان و گروه سواران ، كشته شده و بر زمين افتاده بودند . - چه‌بسا پيكرهايى كه از پشت ، آماج نيزه‌هاى باريك قرار گرفته و افرادى كه با شمشير كشته شده بودند . - اينها پيكرهاى دلاورانى بود كه بر لشكر مشركان تاخته بودند و نيزه‌هاشان بر نيزهء آنها برترى داشت . - امام با شكيبايى و بردبارى شگفت‌انگيز در برابر شدايد ، از راست و چپ سراغ اين كشتگان را مىگرفت . - در اين هنگام بود كه امام حمله مىكرد و دشمنان از ترس پا به فرار مىگذاشتند ، گويى كه على به قلب صفوف دشمن زده است . - زمانى فرارسيد كه دشمنان پستى را به نهايت رساندند و هرعزيزى ذليل و هرذليلى عزيز مىشد . - در اين موقع ، لشكر دشمن ناگهان بر او حمله برد و شمشيرها و نيزه‌هاى كوچك و بزرگ از هرسو باريدن گرفت . - امام چنان حمله‌اى كرد كه جمع دشمنان را همچون گربه‌هايى كه از صداى برخورد تيغها فرار كنند ، پراكنده ساخت . - در اينجا بود كه امام را آنچنان تيرباران كردند كه قواى امام رو به ضعف و فتور نهاد و جز اندك رمقى از او بر جاى نماند . - پس تشنه از اسب بر زمين افتاد و بر روى تلهاى خاك جاى گرفت . - اسبش به سوى خيمه‌ها روانه شد ، در حالى كه ديگر آن بزرگمرد حمله‌ور را با خود نداشت . - بانوان مطهّر از خيمه‌ها با حسرت بيرون آمدند و بر مولا و سرورشان حسين گريه سر دادند .